X
تبلیغات
ضیافت الهی

ضیافت الهی

حجاب،عشق به خدا،پاسخ به سوالات دینی

حرم حضرت علي (ع) در نجف

وصیت‌نامه حضرت علی(ع) نمادی از ایمان و وارستگی

 

پسرم حسن! تو وهمه فرزندان و خاندانم

 

و هر کس را که این نامه به اومی رسد،

 

به امور زیر سفارش می کنم :

 

- هرگز تقوای الهی را از یاد نبرید

 

و کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقی بمانید.

 

- همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید

 

و براساس ایمان به خدا، متحد باشید وازهم جدا نشوید.

 

همانا از پیامبر خدا شنیدم که می فرمود:

 

"اصلاح میان مردم،ازنمازوروزه دائم،افضل است

 

و چیزی که دین رانابود می کند، فساد واختلاف است."

 

- نزدیکان وخویشاوندان را از یاد نبرید.

 

صله رحم کنید که صله رحم،حساب انسان را نزد خدا آسان می کند.

 

- مبادا گرسنه و بی سرپرست بمانند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 6:46  توسط میترا  | 

سلام بر امير المومنين(ع)

در اين شبهاي قدر به دل بيچارگان توجه كن.

ماها محتاجيم وفقط به درگاه خدا پناه مياريم تو شفاعت مارا پيش خدايمان كن.

اي امام زمان قسم به اشك چشمان عزيزت در اين شبهاي قدر ما را از يادنبر.

ما را در غم خود شريك گردان.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 6:47  توسط میترا  | 

 

بچه ها ميشه بپرسم نظرتون درمورد اين عكس چيه؟

بعضيا حضرت عيسي(ع) رو مي بينند، بعضيا ميگن اين فقط يك آدم موبلنده، و به گفته بعضي ديگر اين همان جنگ نرم است.

منتظرم برويد امتحان كنيد ونتيجه را به من خبردهيد.

متشكرررررررررررررررررررم

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 6:41  توسط میترا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 6:36  توسط میترا  | 

عكسهايي از مجتمع خوابگاهي پرديس دانشگاه علوم پزشكي بوشهر

 عكسها شايد جالب نباشند، چون عكاس ماهري عكس نگرفته است.

از اين نوع عكسها شامل رهبر وشهيدان من زياد توي اتاق هايشان ديدم.

نماي دور از خوابگاه پرديس

اطلاع رساني خوب در مورد اجراي برنامه هاي متنوع

ورودي پرديس۱

طبقه سوم خوابگاه، همه چيز مهياست

اينم در خوابگاه است كه ايستگاه اتوبوس آماده است براي بيرون رفتن دانشجويان محترم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 6:25  توسط میترا  | 

نمازخانه نبي اكرم دانشگاه علوم پزشكي بوشهر

در طرح ضيافت انديشه هرشب مراسم دعا اينجا برگزار مي شود.

و هر شب سخنران و مداح هاي متفاوتي را دعوت مي كنند كه دانشجويان فيض كامل ببرند.

خوشبختانه هم ۲طبقه است هم گنجايش زيادي دارد.

خوش به حال آنهايي كه در اين دانشگاه درس مي خوانند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 5:58  توسط میترا  | 

 مقدمه

 

دوست داري به معشوقت بگويي كه:

 

 دوستش داري.

 

و مي گويي: دوستت دارم.

 

خب؟ همين يك كلام؟

 

 نه دلت راضي نمي شود.

 

 دنبال گونه هاي ديگري از گفتن مي گردي.

 

 و واژه هاي ديگري براي بيان كردن

 

 وعبارات ديگري براي

 

انتقال اين مفهوم ناب دوست داشتن.

 

و باز مي بيني كه نشد.

 

آشكارا كم مي آوري.

 

مي روي سراغ دواوين شعرا.

 

 آنها كه طبعي لطيف تر داشته اند و

 

زباني نغزتز و بياني كامل تر.

 

ابتدا ذوق مي كني و به وجد مي آيي.

 

 اينكه كسي بتواند عشق و

 

دوست داشتن را با اين لطافت

 

 ترسيم كند و فراق و هجران را با اين

 

ظرافت به تصوير بكشد

 

 وشهد وصال را اين قدر ملموس ومحسوس

 

به ذائقه ها بچشاند

 

، به واقع ذوق آفرين و وجدبرانگيز است.

 

اما...اما احساس مي كني

 

 كه هنوز به آنچه مي خواهي، دست نيافته اي.

 

 احساس مي كني كه هنوز در يك جاي واقعه، خلائي يا

 

خللي هست.

 

كجاست اين خلا يا خلل؟

 

شايد مسئله اين است كه تو

 

 خودت را، حس خودت را، خواسته هاي

 

خودت را و نيازهاي خودت

 

 را تمام و كمال در آنها پيدا نمي كني.

 

بخشي از آنها، حرف هاي دل توست

 

 و بخشي، حس و حال آن

 

كسي كه گفته است.

 

حرف هايي در دل تو هست

 

 كه او نگفته است و او حرف هايي را

 

گفته است كه ازآن تو نيست.

 

كسي مي تواند حرف هاي دل

 

 تو را به خداي محبوبت بگويد كه

 

پايي در زمين داشته باشد و دستي درآسمان.

 

كسي كه هم تو را خوب بشناسد وهم خداي تورا.

 

كسي كه هم دهليزهاي قلب

 

 بشر را كاملا بشناسد وهم به راه

 

هاي پرپيچ و خم آسمان آشنا باشد.

 

كسي كه هم بيم ها و اميدهاي

 

 آدمي را بداند و هم ازمناسبات خدا

 

سردرآورد.

 

كسي كه با الفباي زميني،

 

 زباني بيافريند كه در فضاي آسماني

 

قابل تكلم باشد.

 

كسي كه حرف زدن با محبوب

 

 را به گونه اي بلد باشد كه همه

 

انسانها بتوانند خودشان را

 

جاي گوينده آن حرف ها بگذارند و آن

 

حرف ها را حرفهاي خودشان بيانگارند.

 

و او كسي جز معصوم نيست.

 

و آن حرف ها، همان ادعيه اي

 

 است كه بر زبان معصوم جاري شده

 

است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 4:25  توسط میترا  | 

 

دوست مشمار آن که در نعمت زند

 

لاف یاری و برادرخواندگی

 

دوست آن باشدکه گیرد دست دوست

 

در پریشان حالی و درماندگی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 3:48  توسط میترا  | 

نکته مهم درسی: یادداشت بفرمائید.

 

درحال زندگي مي كنيم

 

وبراي آينده برنامه ريزي مي كنيم.

 

آنقدررشد فكري-فرهنگي داشته باشيد

 

كه به خاطر ديگران تغيير نكنيد.

 

ترس، گرگ ها را بزرگتراز واقعيت نشان مي دهد.

 

به صعود خود ادامه دهيد ممكن است تا قله راهي نباشد.

 

اتفاق را تا زماني كه درجريان است به آن فكر كنيد.

 

ايمان، شما را به خدايتان مرتبط نگه مي دارد

 

جايي كه تمام پاسخ ها از آن سرچشمه مي گيرد.

 

من به ذهنم دستورمي دهم كه بايد

 

چكاربكنم.  

      

دنيا روي اين سه اصل مي چرخد:

 

1) ارتباط        ۲) خوب فكر كردن

 

۳)زبان                                       

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 3:45  توسط میترا  | 

پند و اندرز دوستانه :

 

مشكلات همچون تابلوهاي راهنمايي

 

هستند كه بايد خوانده شود.

 

ازخود بپرسيد : مشكلي كه با آن

 

روبه روهستم مي خواهد به من چه بگويد.

 

فكرتان را پيشرفت دهيد

 

وابسته به خانواده و جامعه نباشيد.

 

برچيزي كه گذشت غم مخور

 

به آن چه ازآن برمي آيد لبخند بزن.

 

هرگز وقتت رابا كسي كه حاضر نيست

 

وقتش را با تو بگذراند، نگذران.

 

زياد از حد خود را تحت فشار نگذار،

 

بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد

 

كه انتظارش را نداري.

 

هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد

 

و كسي كه چنين ارزشي  دارد

 

باعث اشك ريختن تو نمي شود.

 

هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند

 

با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن

 

وفقط مواظب باش به كسي كه 

 

تو را آزرده دوباره اعتماد نكني.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 3:36  توسط میترا  | 

يكي از ويژگي هاي دوران دانشجويي:

 

دوران اقامت در خوابگاه است 

 

بايد اين دوره را بخوبي مديريت كنيد.

 

تاخاطره خوش آن برايتان ماندگار باشد

 

كه"بهشت صحبت ياران همدم است"

 

۱) هر ديداري را با سلام آغاز كنيد.

 

۲) تبسم ولبخند كم خرج ترين ادب رفاقت است

 

ازآن مضايقه نكنيد؛ پيامبر مي فرمود:

 

دوست خود را با رويي گشاده ومتبسم ديداركن.

 

۳) او را با نامي كه خود مي پسندد ياد كن.

 

رسول خدا رعايت اين ادب را سبب

 

صفا و جاودانگي رفاقت مي داند.

 

۴) از دروغ، حسد، غيبت وهرآنچه كه

 

آتش گناه از آن شعله وراست بپرهيزيد.

 

۵) گاه به يكديگرهديه دهيد زيرا

 

هديه كينه ها را از ميان بر مي دارد.

 

۶) تقسيم كارنماييد وسعي كنيد بار

 

خود را بردوش هم اطاقي خود نگذاريد.

 

۷) براي يكديگر سودمند ونافع باشيد.

 

وبفرموده پيامبر(ص)، محبوبترين مردم

 

نزد خدا سودمندترين آنان است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 3:30  توسط میترا  | 

نامم را پدرم انتخاب كرد نام خانوادگي ام را يكي ازاجدادم.

 

ديگر بس است!

 

راهم را خودم انتخاب خواهم كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 3:12  توسط میترا  | 

خدايا!

 

در زندگي هرگزاز ياد نمي برم

 

گرچه والدينم موهبت تولد دراين دنيا را به من عطا كردند،

 

اما تو هستي،  

 

كه موهبت زندگي جاودانه را به من مي بخشي.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 3:11  توسط میترا  | 

خدايا!

 

عزيزي را از دست داده ام.

 

اوازجان برايم عزيزتر بود.

 

ودست مرگ ناگهان او را ربود.

 

بي او تنها و گمشده ام

 

لبريزازترس و نوميدي.

 

دراين روز سوگواري.

 

ايماني به من عطا كن.

 

تا دريابم گرچه عزيزي را از دست داده ام،

 

اما هنوز تو با مني،

 

واين تنها چيزي است كه بدان نيازمندم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 3:10  توسط میترا  | 

خدايا!

 

در كنارم بمان !

 

خدايا!

 

مرا متبرك گردان.

 

تا درراه تو گام بردارم.

 

مهر بورزم و بخندم.

 

به همه مهر بورزم.

 

هرچند ازمن بيزار باشند.

 

ودرهر شرايطي، هرچند ناگوار پيوسته خندان باشم.

 

به من بياموز در هرموقعيتي به تو تكيه كنم.

 

ونداي باشكوهت را بشنوم.

 

چون هر آنكه نواي تورابشنود،

 

با خويشتن و دنيا به آرامش مي رسد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 3:9  توسط میترا  | 

بچه ها نظرشما درمورد ضيافت انديشه چيه ؟

 

از برنامه اي كه دولت براي

 

دانشجوها گذاشته راضي هستيد؟

 

كتابها چطورهستند؟

 

من كه از اين طرح استقبال كردم

 

چون كتابها موضوعات جالبي دارند.

 

من شخصا تا به حال درمورد سياست چيزي نميدونستم

 

ودوست نداشتم اطلاعاتي كسب كنم

 

ولي با گذروندن اين درس اطلاعات مفيدي

 

درمورد قوانين كشورم دريافت كردم.

 

خيلي خلاصه ومفيد استادان به ما درس

 

دادندو من ميخوام بعدا پيگيري بيشتري كنم.

 

يا درمورد نهج البلاغه چيزهاي جالبي دونستم

 

وفهميدم اگه ما يكبار يك صفحه ازاونو بخوانيم

 

پي به شيوايي وبلاغت اون مي بريم

 

وبشرهميشه هرچه اطلاعات كسب

 

كنه بازم كم مياره.

 

من خودم درمورد اميرالمومنين بسيارمطالعه داشتم

 

ولي باز تو اين كلاس چيزهاي جديدي كشف كردم.

 

بقيه كتابها هم جنگ نرم وفمينيسم ومهارتهاي زندگي و

 

قرآن مي باشند كه هم موضاعات به

 

روزي هستند وهم مورد نياز

 

انسانها به خصوص ما دانشجويان.

 

خب بد نيست شما منو مستفيظ كنيد

 

و نظرهاي خود رو بنويسيد.

 

واگه دراين طرح شركت نكرديد

 

بايد توصيه كنم اگه سال ديگه برگزارشد حتما

 

شركت كنيد واطلاعات عمومي خود را افزايش دهيد.

 

 درضمن بچه ها برنامه هاي متفرقه اي

 

كه دراين ميون ميگذارن جالبه يادتون نره چي

 

گفتم ازوقتتون استفاده كنيد.

 

(time is money)

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 3:2  توسط میترا  | 

موضوع: (احترام به خود_عزت نفس_مثبت انديشي)

 

درآخرنظرخود را دراين مورد بنويسيد

 

ومنو خوشحال كنيد.

 

دراينجا پنج گام رومعرفي ميكنم :


 

گام اول : "مثبت انديش باشيم"

 

الف: تاكيد برنقاط مثبت به جاي

 

نقاط منفي درتمام شرايط زندگي

 

ب: خوب فكركردن درمورد ديگران

 

وبرقراري روابط حسنه با آنها

 

ج: انتظار بهترين ها رو از دنيا داشتن

 

گام دوم :"هرانساني يك سري صفات خوب ويك سري

 

صفات منفي دارد."

 

خصوصيات خوب وبد خود را يادداشت كنيد.

 

زندگي نبرد واقعي است براي

 

زندگي خود يك شواليه باشيد.

 

گام سوم :"خودرابشناسيم..."

 

شناخت خود= پذيرش خود=

 

سعي درابرازوجود= شكوفايي توانايي هاي مثبت

 

= افزايش اعتماد به نفس= احترام به خود

 

گام چهارم :"12نكته عملي براي افزايش احترام به خود"

 

البته من دراينجا4 نكته ميگم،

 

بقيه شوخودتون كشف كنيد.

 

۱) وكيل مدافع خود باشيد.

 

هنگام شروع به خود انتقادي سريعا ازخود دفاع كنيد.

 

۲) هرگز خود را تحقير نكنيد.

 

هيچ كس تحمل سركوب دائمي را ندارد.

 

۳) بهترين دوست خود باشيد،

 

خودتان را تشويق كنيد، با خود مهربان باشيد.

 

۴) نقاط منفي خود را بشناسيد

 

و دربرطرف نمودن آنها تلاش كنيد،

 

احساس گناه نكنيد.

 

گام پنجم:"از20 راهكارجادويي براي دستيابي به يك

 

واكنش معادل استفاده كنيم."

 

بازمن دراينجا سخن روكوتاه ميكنم

 

و5 مورد نام مي برم اميدوارم كه مفيد واقع شود.

 

۱) درمسائل منفي مبالغه نكنيد.

 

۲) خود را با ديگران مقايسه نكنيد.

 

هميشه افراد زيادي بهتر يا بدترازشما وجود دارند.

 

۳) به رضاي خداوند راضي باشيد.

 

۴) بيش از حدازخود توقع نداشته باشيد.

 

۵) خنده وتفريح رادرزندگي خود فراموش نكنيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 4:47  توسط میترا  | 

حجاب انسان :

 

غنچه تاغنچه است درحجاب است

 

وهيچكس هوس چيدن آن را نمي كند،

 

اماهمين كه حجاب سبزخود را

 

كنارنهاد و بازشد، آن را خواهند چيد.

 

وقتي كه چيدند، چند روزي ممكن است

 

در جاي مناسب قرارش دهند،

 

اما ديري نمي پايد كه پژمرده و

 

پرپرمي شود وآن را درسطل زباله مي

 

اندازند.

 

آب و آتش :

 

مولوي مي گويد: مثل مرد،آب است

 

ومثل زن آتش. اگرحايل ازميان آب

 

و آتش برداشته شود،

 

آب برآتش غلبه مي كند

 

وآن را خاموش مي سازد.

 

اما اگرحايل و حاجبي ميان آن

 

دوبرقرارگردد، مثل اينكه آب را درديگي

 

قرار دهند وآتش برابرآن ديگ

 

روشن كنند، آن وقت است كه آتش، آب

 

را تحت تاثيرخود قرار مي دهد.

 

اندك اندك گرم مي كند واحيانا جوشش

 

وغليان در اوبوجود مي آورد،

 

تا آن جا كه سراسر وجود اورا تبديل به

 

بخارمي سازد.

 

چارلي چاپلين بازيگر سينما:

 

دخترم هيچكس وهيچ چيزديگر

 

را دراين جهان نمي توان يافت كه شايسته

 

آن باشد كه دختري،

 

ناخن پاي خود را به خاطرآن عريان كند...

 

برهنگي بيماري عصرماست

 

به گمان من تن عريان تو بايد ازآن كسي

 

باشد كه روح عريانش ازآن توست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 4:39  توسط میترا  | 

همنشيني با عالم ملكوت :

 

گلي خوشبوي در حمام روزي  

 

رسيد ازدست محبوبي به دستم

 

بدو گفتم  كه مشكي يا عبيري     

 

كه از بوي دلاويز تو مستم

 

بگفت من گلي ناچيز بودم           

 

و ليكن مدتي با گل نشستم

 

كمال همنشين درمن اثر كرد  

 

وگرنه من همان خاكم كه هستم 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 4:37  توسط میترا  | 

دريافتي از دعاي ابوحمزه ثمالي :

 

اين چه سري است خداي من

 

كه هرگاه مهياي نمازمي شوم،

 

وخود را آمده رازونيازمي كنم

 

ودرپيشگاه تومي ايستم،

 

ناگهان خستگي روي مي آورد

 

و كسالت چهره نشان مي دهد،

 

هرگاه  دست دعا برمي دارم،

 

وحال مناجات ازدلم مي گريزد.

 

هرگاه خودم را صالح و مزكي مي يابم

 

و گمان مي كنم كه به مقام توبه كاران نزديك شده ام،

 

ناگهان حادثه اي رخ مي نمايد

 

و قدم هايم را مي لرزاند

 

وميان من وتو،ميان من وعبادت

 

وخدمت توفاصله مي اندازد.

 

خداي من!

 

نكند تو مرا روي گردان از خويش يافته اي

 

و از چشم محبت انداخته اي؟

 

نكند تومرا كفران كننده نعمت هاي

 

خويش دانسته اي وتحريمم كرده اي؟

 

نكند تو رد مرا درمجالس بطالت 

 

وبيهودگي ديده اي ومرا باهم آنان وانهاده اي؟

 

نكند تو شنيدن دعاي مرا دوست  

 

نداشته اي ومرا ازدرگاه اجابتت رانده اي؟

 

شايد

به خاطر اين همه بي شرمي مجازاتم كرده اي.

 

خداي من!

 

اگرتو مرا ببخشي،

 

پيشينه لطف وعفوتو دربخشش گناهكاران كم نيست،

 

چرا كه خداي من!

 

شان كرامت تو برترازمجازات تقصيركاران است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 4:34  توسط میترا  | 

فوايد وبركات گرسنگي در ماه مبارك رمضان :

 

۱) يكي ازفوايد گرسنگي درماه مبارك رمضان ،

 

انكسار و زبوني نفس است

 

كه خود مبدا سركشي است

 

وچون نفس خوار وزبون شود،

 

دربرابر پرودگارش آرام وخاشع گردد.

 

۲) شكستن شدت شهوات وقوايي است

 

كه باعث گناهان كبيره مهلكه است،

 

زيرا منشا بيشتر گناهان كبيره،

 

شهوت كلام و شهوت فرج است و

 

شكستن اين شهوات، سبب نجات از مهلكات است.

 

۳) از ديگر اثرات گرسنگي،

 

رفع خواب است و خواب ضايع كننده

 

عمري است كه سرمايه تجارت

 

 آخرت آدمي است وگرسنگي،

 

سبب دوام بيداري است

 

كه آن بذرهرخيروكمك براي تهجد و شب

 

زنده داري است و باعث رسيدن به "مقام محمود" است.

 

منظور اين است كه روزه

 

فقط امساك از خوردن وآشاميدن نيست و

 

چون روزه گرفتي،

 

بايستي گوشت وچشمت وزبانت نيز روزه باشد

 

و در بعضي اخبار آمده است

 

كه حتي پوست بدن و مويت نيز بايد روزه باشد.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 4:26  توسط میترا  | 

توصيه هايي ازآيت الله عبدالكريم كشميري :

 

بيداري سحر:

 

ترك خواب بين الطلوعين يا

 

بيداري درسحركدام افضل است براي كسي

 

كه طاقت يكي را دارد؟

 

بيداري سحر افضل است.

 

از نفس گذشتن:

 

به چه معياري مي توان

 

فهميد كه شخص ازنفس گذشته است؟

 

اگرقلبا ازمال دنيا گذشته باشد.

 

جهت عافيت:

 

براي عافيت چه ذكري خوب است؟

 

"لاحول ولاقوة الا بالله"

 

روزي صد مرتبه چنانچه در روايت آمده هفتاد

 

نوع بلا ازانسان دور مي شود

 

كه آسانترين آن غم واندوه است.

 

جهت گرفتاريهاي مادي:

 

شما در گرفتاريهاي مادي به

 

كدام يك ازاوليا متوسل مي شويد؟

 

به حضرت جوادالائمه"ع"

 

وبسياربرايم مجرب است!

 

افزايش يقين:

 

براي اين كه يقين انسان زياد شود

 

چه سوره يا آيه اي را بخواند؟

 

مداومت بر سوره توحيد(قل هوالله احد)

 

افزايش حافظه:

 

براي حافظه خواندن چه آيه اي خوب است؟

 

آية الكرسي تاهم فيها خالدون روزي 21 مرتبه.

 

برآمدن حوائج:

 

براي قضاء حوائج از قرآن چه بايد خواند؟

 

شش آيه اول سوره حديد و

 

چهارآيه آخر سوره حشر.

 

رزق و روزي:

 

براي رزق كدام سوره ورود دارد؟

 

سوره والذاريات خيلي هم موثر است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 4:22  توسط میترا  | 

 

توصيه هايي از آيت الله جوادي آملي : عشق حقيقي

 

كلمه عشق از"عشقه" گرفته شده است.

 

عشقه گياهي است كه درفارسي پيچك ناميده مي شود.

 

عشق حقيقي نيزبا جسم انسان چنان مي كند

 

كه عشقه با درخت.

 

وقتي انسان به عشق مبتلا شد،

 

پيچك عشق دروجود اوريشه مي كند.

 

عشق آمد و شد چو خونم اندررگ وپوست

 

                        تا كرد مرا تهي و پرساخت ز دوست

 

اجزاي وجود من همه دوست گرفت

      

                ناميست زمن برمن وباقي همه اوست

 

گاهي انسان نسبت به انساني ديگر

 

يا مال يا چيزديگري محبت بسيار پيدا مي كند

 

و چهره اش زرد مي گردد

 

وبه اصطلاح، عاشق او مي شود.

 

چنين حالتي شهود(عشق مجازي) است،

 

 نه عشق حقيقي.

 

نظامي مي گويد:

 

ليلي مريض شد و در دوران بيماري كه

 

طراوت خود را از دست داد،

 

مادرش براي شنيدن وصيت هاي پاياني او،

 

 بربالينش حاضر شد.

 

ليلي به مادرش گفت: پيام مرا به مجنون برسان

 

و بگواگرخواستي عاشق شوي،

 

عاشق مثل من مباش كه با يك تب تمام طراوت

 

خود را از دست مي دهد.

 

عاشق كسي و چيزي باش

 

كه نه مريض شود و نه ازبين برود،

 

كه او خدا است.

 

 اگر كسي خدا را شناخت و

 

عاشق اوشد، به ديگري عشق نمي ورزد.

 

درادبيات عرفاني، معشوق حقيقي را "دل آرام" گويند،

 

يعني موجودي كه وقتي دل به او رسيد،

 

بيارمد وآرام بگيرد.

 

اگرانسان به كسي علاقه پيدا كرد

 

و بعدازوصول به او، آرامش نيافت

 

معلوم مي شودعشقش به اوحقيقي نبوده است

 

واين همان معناي قراني آيه شريفه

 

(الا بذكرالله تطمئن القلوب) است،

 

كه درادبيات عرفاني وارد گرديده است.

 

اگر ما شخصي يا چيزي را پيدا كرديم

 

كه بعد از وصول به او، نيارميديم

 

و نداي (هل من مزيد) سر داديم،

 

معلوم مي شود آنچه دنبالش بوده ايم،

 

رهزن است، نه معشوق حقيقي،

 

ذات اقدس اله است،

 

كه انسان با لقاي او به آرامش كامل مي رسد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 3:15  توسط میترا  |